کتک

کتک

در اصفهان شـخصي بود به نام شیخ كافـي از اهل الله و بزرگـان اهـل دل.

شب دراتاقش  چراغ خاموش شد. يكي از شاگردانـش (ياعلي) گـفـت و

چراغ روشن شد. او را از اتاق بيرون كرد و مطرودش نمود.

گفت: به نام حضرت بي احترامي نمودي زيرا به خاطر يك كبـريت نام حـضرت

را بـردي. اگر قـرار باشد بـراي بـردن نـام بـت بـزرگ يـك سال حـرف دنـيا زده

نـشود تا بـتـوان نـام او را بـبـرنـد، وليّ خـدا اميرالمومنين علي(ع) كه آيـه

بزرگ خداوند است كه فرمود عليه السلام:

نيست از براي خدا خبري بزرگتر از من و نيست از براي خدا آيتي بزرگتر از من

چگونه بايد اسم او را برد.

در حـديـث اسـت كـه هـر روز پـيـغـمـبـر خـدا تـشـريـف مـي آوردند در خانه 

اميرالمومنين و حضرتش را به اسم صدا مي فرمودند. يـك روز تشـريف آوردند

 و حضرت را به كنيه صدا فرمودند. يعني فرمودند يا اباالحسن. حضـرت امـير

(ع) علتش را پرسيدند. فرمودند امروز وضو نداشتم نخواستم نـام تو را بـدون

وضو ببرم.

در جائيكه رسول خدا(ص) چنين فرمودند تكليف ساير مردم روشن است.