منشاء و ماهیت جنگ نرم

منشاء و ماهیت جنگ نرم

منشاء و ماهیت جنگ نرم

جنگ نرم

به اعتقاد ویلیام داواتی جنگ روانی عبارت است از: «مجموع اقداماتی كه از طرف یك كشور به منظور اثرگذاری و نفوذ بر عقاید و رفتار دولتها و ملتهای دیگر در جهت مطلوب و با ابزارهایی غیر از ابزار نظامی، سیاسی و اقتصادی انجام می‌شود». طرفداران این نگرش اغلب بر این باورند كه تبلیغات جزء اصلی و اساسی جنگ روانی است نه همه آن.

جنگ روانی همچنین عبارت از مجموعه اقدامات تبلیغی ـ روانی یك كشور یا گروه به منظور اثرگذاری و نفوذ بر عقاید و رفتار دولتها و مردم در جهت مطلوب.

- اهداف جنگ روانی

در تدوین یک جریان خبری با استفاده از اصول جنگ روانی آنچه لازم است در ابتدا مورد توجه قرار گیرد اهداف جنگ روانی است. که  عبارتند از :

•    از بین بردن امید نزد مخاطبان، کشور و یا جناح مقابل

•    بی اعتمادی نسبت به رهبران کشور یا جناح مقابل

•    شكاف در بین جامعه مخاطب

این نوع جنگ، در واقع جنگ علیه عقل دشمن اعلام می‌شود و نه به منظور دربندكشیدن بدن او .

تبلیغات در واقع چیزی نیست جز اشاعه الگوهای مفهومی رفتار با استفاده از رسانه های گروهی با هدف قبولاندن این الگوها به مردم و برانگیختن اشخاص یا گروهها به عمل است

- مهمترین ابزارهای جنگ روانی

تلویزیونها:

    تلویزیونهای عادی

•    تلویزیونهای خبری

•    تلویزیونهای ویژه – منطقه ای

رادیوها:

جنگ نرم

•    رادیوهای عادی

•    رادیوهای ویژه

خبرگزاریها:

•    استفاده مستقیم

•    استفاده غیر مستقیم

مطبوعات:

    مطبوعات ملی

•    مطبوعات فراملی

سایتهای خبری:

•    سایتهای ویژه

•    پست الكترونیك

مهمترین مخاطبان جنگ روانی نیز عبارتند از:

•    مردم

•    احزاب

•    سیاستمداران

•    گروهها، سازمانها و نهادهای دولتی و غیردولتی

•    دولتها

•    سازمانهای بین المللی

این نوع جنگ، در واقع جنگ علیه عقل دشمن اعلام می‌شود و نه به منظور دربندكشیدن بدن او

- راهبردهای اساسی جنگ روانی

طراحان جنگ روانی ، نبرد خود را بر تبلیغات استوار كرده‌اند . هدف آنها تاثیرگذاری بر عقاید افراد و یا جامعه موردنظر می‌باشد . امروزه در ادبیات جنگ روانی واژه تبلیغات معادل واژه پروپاگاندا قرار گرفته است. جنگ روانی از همه تاکتیکهایی كه یك عامل تبلیغاتی و یا یك پروپاگاندا  انجام می‌دهد، بهره می برد . این عوامل سعی می‌كنند افكار عمومی طرف مقابل را به تسخیر كشانده و از شیوه‌های تاکتیکی حداكثر استفاده را بنمایند . مدیران و طراحان خبری پیش از هر چیز ، باید مخاطب خود را به خوبی مورد شناسایی قرار داده و از طریق روشهای روانشناسی اجتماعی ، میزان تاثیری را كه هر یك از تاکتیکهای جنگ روانی می توانند ایفا كنند را پیدا نمایند . تاکتیکهای جنگ روانی بسیارند و متناسب با شرایط روز، در حال گسترش و رشد روز افزون هستند.

جنگ نرم

با توجه به اینکه اکنون همه چیز حول محور وسایل ارتباط جمعی و خصوصا بحث تبلیغات ارائه می شود، مصداقهای جنگ نرم می تواند در هر یک از این حیطه ها قرار گیرد. به نظر می رسد هر یک از ما در طی زندگی روزمره، دائما با پیامهای مشخصی مواجه هستیم که هر یک از آنها ممکن است بر ما تاثیر گذار باشند. بدون اینکه بدانیم و نسبت به این تاثیر آگاهی داشته باشیم. این جادوی قدرت تبلیغات است که به سختی می توان در برابر آن ایستادگی کرد.

تبلیغ چیست؟

در جامعه مدرن، تبلیغ به مکانیسم اصلی بازسازی افکار عمومی مربوط می شود.در گذشته بیشتر اوقات در رابطه با چرخه تجاری-بازرگانی از واژه تبلیغات و به عنوان مکانیسمی در جهت معرفی کالاها و خدمات تجاری استفاده می شد. اما امروزه اینطور به نظر می رسد که تبلیغات در اصل و واقعیت خود،تنها یک عملیات اطلاع رسانی بر محور بازرگانی و فروش یک کالا نیست بلکه به یک پروسه پیچیده تبدیل شده که به لحاظ فرهنگی و اجتماعی قابل بررسی است.

«تبلیغات در واقع چیزی نیست جز اشاعه الگوهای مفهومی رفتار با استفاده از رسانه های گروهی با هدف قبولاندن این الگوها به مردم و برانگیختن اشخاص یا گروهها به عمل است». کار تبلیغ تا حدودی شبیه کار تعلیم است. در این معنا که نتایج بدست آمده را می توان به سعی و نفوذ دیگری نسبت داد. اما غالبا طرز فکر اشخاص به این تلاش آگاهانه برای تغییر دادن، با سوء ظن می نگرد. به دو دلیل:

- بیشتر مردم فکر می کنند با عمل تبلیغ به نحوی به حقوقشان به عنوان شهروند آزاد در کشف حقیقت تجاوز می شود.

- و به این دلیل است که، غالبا منشاء و منبع تبلیغ در پرده ابهام قرار دارد.

طراحان جنگ روانی ، نبرد خود را بر تبلیغات استوار كرده‌اند . هدف آنها تاثیرگذاری بر عقاید افراد و یا جامعه موردنظر می‌باشد

لذا محتوای تبلیغات غالبا در مظان تردید است و به نظر می رسد حقیقت و دروغ را توامان به همراه دارد. با کمک فن تحلیل محتوای تبلیغات می توان میزان اثرگذار محتوای تبلیغ را معلوم کرد. باید توجه داشت که پیشداوریهای موجود در سطح جامعه همواره تعبیر و تفسیر تبلیغ را در هر مورد خاص مخدوش می کند.

تبلیغ وسیله ای است که هم دوست و هم دشمن از آن استفاده می کند. دردست دوست، وسیله ای است ارشادی و در دست دشمن وسیله ای است گمراه کننده. به این ترتیب است که امروز شاهد آن هستیم که انواع فیلم ها و برنامه های تلویزیونی پشت سر هم تولید می شوند و در دسترس ما قرار می گیرند و ظاهرا ابزارهایی برای تفریح محسوب می شوند اما در باطن واقعیت چیز دیگری است.

همانطور که در مقالات قبل در رابطه با محتوای انیمیشن های هالیوودی ذکر شد و مشخص شد که اغلب این کارتونها که برای کودکان ما ساخته می شوند، سرشار از پیامهای رمز داری هستند که محتوای اصلی آنها مبنی بر تفکرات صهیونیستی است. وقتی از انبوه رمزهای موجود در این نوع برنامه ها رمز گشایی می شود، تا حد زیادی مشخص است که چنین محصولاتی با اهداف دراز مدت و با پیش فرض های عمیق ذهن سازندگان آنها، ساخته می شوند و در معرض دید مخاطبان قرار می گیرند.

...و این تنها قسمت اندکی از تدارکات جنگ نرم است که به این صورت نمود پیدا می کند و مطمئنا ابعاد وسیعی از این جنگ بزرگ هنوز کشف نشده است.

اگر دنیای اطرافمان را بهتر ببینیم و نسبت به مختصات آن به دنبال کسب آگاهی باشیم، تا حدی می توانیم به رویارویی با چنین جریاناتی امیدوار باشیم.