عوامل تاثیرگذار بر زمان و فضای فراغت

عوامل تاثیرگذار بر زمان و فضای فراغت


عوامل تاثیرگذار بر زمان و فضای فراغت

نويسنده: مریم رفعت جاه 
زمان فراغت و فضای فراغت همواره در تغییر و در معرض مذاکره و چانه‏زنی بوده است. مثل چانه‏زنی بر سر کاهش ساعات کار روزانه و بر سرکاهش تعداد هفته‏های کاری و افزایش تعطیلات استحقاقی یا تلاش برای افزایش ساعات کار ، موزه‏ها، گالری‏ها و تسهیلات ورزشی محلی یا تلاش و چانه‏زنی برای گسترش فضاهای فراغتی مثل فضاهای عمومی‏ای چون پارک‏ها، فضاهای بازی و تفریح، ورزش و تسهیلات و فضاهای مربوط به بانوان.
یکی از کارکردهای اوقات فراغت، پرورش استعدادهای ما است. اما همواره برای انسان‏ها، در این زمینه محدودیت‏هایی وجود داشته است. امروزه خرج کردن برای فراغت و شرکت در مسابقه شادی و هیجان و در مسابقه‏های خصوصی جای فراغت های جمعی سامان‏یافته جای فراغت‏های جمعی را گرفته است.
درهرحال همواره، ارزش‏های اجتماعی و نوع جامعه، انواع خاصی از فراغت و فضا و زمان فراغتی را تعیین می‏کرده است. واین امر همواره تحت تاثیر ملاحظات اقتصادی و دینی قرار داشته است. مثل ممنوعیت تجارت در روز های تعطیل به دلایل اقتصادی، سیاسی اما با استدلال‏های مردم‏پسند. در هر حال امروزه با وجود تبلیغ اشکال «طبیعی» و سالم فراغت، فراغت تحت تاثیر فرهنگ و مکانیزم‏های تنظیم‏کننده قرار دارد.
در غرب یکشنبه‏ها روزی برای استراحت، ورزش، صرف غذا در رستوران‏ها، خوابیدن، به باغچه رسیدن، دید و بازدید اقوام، کارهای نظافتی و سرگرمی است. اما به تعطیلی این روز جنبه‏ای الزامی و قانونی داده شده است . در قرن هفدهم فرهنگ عمومی دوره رنسانس (آداب و رسوم عامیانه، کارناوال‏های شادی، رقص‏ها، نمایش‏ها و میگساری‏ها) همه مورد حمله سیاستمداران و روحانیون قرار گرفت و به جای آن یکشنبه‏گرایی و تقدس آن رواج داده شد. نتیجه این اقدام، خصوصی‏تر شدن گذران فراغت، درون خانگی‏تر شدن و کنترل بیشتر آن بود.
این نوع فراغت نشانه سلامت اجتماعی و اساسی برای طبیعی بودن شمرده شد. این تفریح و استراحت عاقلانه که توسط بورژوازی برهمه تحمیل شد، نوعی قداست به شیوه زندگی بورژوایی می بخشید.
اما در یکشنبه‏ها بسیاری از مراکز تفریح، موزه‏ها، یا به کل تعطیل‏اند و یا ساعات کمتری بازهستند، برنامه‏های تلویزیونی هم با سایر روزها فرق دارد و این همان پارادوکس یکشنبه و روز های تعطیل رسمی است که با وجود افزایش امکان مردم برای انجام فعالیت‏های خودخواسته و آزاد، دسترسی آنها به بسیاری از فرصت‏های ابتدایی فراغت محدود می‏شود و این اتفاقی نیست بلکه در جهت حمایت از استفاده «درست» و «سالم» از زمان است. که شامل خویشتن‏داری، فروتنی، سکوت و پرهیز از میگساری است. روز تعطیل روزی برای خانواده است. برای رفتن به کلیسا و مکان های مذهبی، برای بازی با بچه‏ها و نظافت و برای دیدار با والدین. این محدودیت‏ها بر همه آحاد جامعه یکسان وارد نمی‏شود و حق انتخاب مردم را کلاً از بین نمی‏برد و بسته به طبقه، جنسیت، نژاد و میزان سلامت، در تغییر است.
معنا و کارکردی که مردم به فضا می‏دهند ثابت و جهانشمول نیست. یعنی همه مردم و همیشه فضا را براساس مقولاتی چون عمومی و خصوصی، محل کار و محل تفریح و... معنا نمی‏کنند. در بسیاری از موارد مردم معانی و موارد استفاده فضای فراغت را به چالش می‏گیرند مثل پیاده‏روها، پارک‏ها و میادین.
فضاهای فراغت نیز مورد اعمال محدودیت‏هایی قرار می‏گیرد و تحت تاثیر ملاحظات سیاسی و فرهنگی دگرگون می‏شود و حتی قوانینی برای آن تدوین می‏گردد. مثل دایر کردن رستوران در پارک‏ها و یا برگزاری نمایشنامه در پارک‏ها یا انجام ورزش در پارک‏ها و نظایر آن. درهرحال با وجود اعمال محدودیت و مکانیزم‏های تنظیم‏کننده در مورد فضا و زمان فراغت، مردم توسط اعمالشان همواره معناها و کارکرد (موارد استفاده) از زمان و مکان فراغت را بازسازی می‏کنند. فعالیت فراغتی سرشار از ارزش و معنا است(روجک، 1385) .
فضاهای فراغتی در ایران
مفهوم اوقات فراغت در دوران متاخر و در تقابل آن با کار شکل گرفت. ابتدا اوقات فراغت به صورت ایام مرخصی و استراحت تعریف می‏شد. در حالی که در دوره پیش‏صنعتی چنین تفکیک و گسستی وجود نداشت. در دوره کشاورزی روزهای غیرکار بیشتر از روزهای کار اما به صورتی منفعلانه تجربه می‏شد و نه به شکلی سازمان‏یافته. از این‏رو شکل‏گیری فضاهای فراغتی را در ایران باید امری متاخر و مربوط به گسترش شهر ها دانست.
در شهر باستانی و شهر اسلامی، اصلی‏ترین شکل گذران اوقات فراغت، گشت‏و گذار در شهر بود. این گذار با حضور در فضاهای عمومی شهر انجام می‏شد. بازارها، مساجد، تکیه‏ها، خیابان‏ها و میدان‏ها. در طول دوران شهر اسلامی یکی از راه‏های شهرنشینان برای گذران اوقات فراغت، خروج از شهر بود. این بازگشت به غیرشهر و به طبیعت، معنایی نمادین داشته و راهی برای گریز از تنش‏های زندگی شهری نیز بوده است و باید گفت در شهر مدرن نیز هنوز به مثابه یکی از روش‏های اساسی «استراحت» ، مطرح است. با وجود این، با گذشت زمان شاهد افزایش فضاهای فراغتی در درون شهرها بوده‏ایم و شهروندان تمایل کمتری به خروج از شهر داشته‏اند. در ایران اوایل قرن 20 (اواخر دوره قاجار) با ظهور شهر مدرن، این امر بروز یافت. ایجاد سینماها، چایخانه ها، باغ ملی و باغ وحش و پارک ها در شهرهای بزرگ موید این امر است. در دهه های اخیر با تغییرات فرهنگی و اجتماعی وسیعی که پدید آمده شاهد افزایش فضاسازی برای گذران اوقات فراغت هستیم.
یکی از عوامل مهم در تحول گذران اوقات فراغت پیدا شدن اتومبیل است. از زمان پیدایش آن شکل گذران فراغت فرق کرده است . افراد هم بیشتر با خانواده‏ها هستند و با خانواده جابه‏جا می‏شوند و هم امکان خروج از شهر(برای این که مثلاً در تعطیلات آخر هفته به به سفر بروند ) برایشان فراهم شده. توریسم هم افزایش یافته زیرا هم اوقات فراغت هم امکان تحرک و هم درآمد افراد بالا رفته است.
اما ورود عناصر جامعه مصرفی به جامعه ما به نحوی انسان‏ها را متمایل به کار بیشتر و درآمد بیشتر برای مصرف بیشتر می‏کند. از این رو با این که ساعات کار کم شده خیلی‏ها کار دوم دارند تا ماشین بهتر، خانه ییلاقی و... داشته باشند که عملاً سبب کمتر شدن فراغت می‏شود نه بیشتر شدن آن. در کشورهایی مثل کشور ما که در آنها خانواده و روابط خانوادگی هنوز قوی است شاید جوان‏ها جدا از خانواده اوقات فراغت‏شان را بگذرانند ولی زن و شوهر و کودکانشان فراغت را با هم می‏گذرانند(فکوهی، 1383).
فضاهای فراغتی یکی از حوزه های مهم مطالعات شهری است و فضاهای شهری وسیعی را دربرمی‏گیرد ازجمله:
1- فضاهای تغذیه نظیر رستوران‏ها، رستوران‏های غذاهای حاضری، کافه‏ها، کافی‏شاپ‏ها، کافی‏نت‏ها و نظایر آن که براساس مشخصات فرهنگی، اجتماعی مصرف‏کنندگان خود به شدت قشربندی و تفکیک شده‏اند وبارهای معنایی خاص ونشانه‏هایی قابل مطالعه دارند.
2- فضاهای ورزشی و ورزشگاه‏ها، سالن‏های ورزشی، باشگاه‏های تندرستی و بدنسازی، زمین‏های ورزش درون‏شهری و محله‏ای (فضاهای غیرهنجاری ورزشی مثل خیابان‏ها، زمین‏های بایر محل فوتبال کودکان و نوجوانان). این فضاها اغلب ایجاد خرده فرهنگ‏ها و روابط ویژه ای هستند.
3- فضاهای بازی نظیر انواع کلوپ‏ها و باشگاه‏، بازی‏های فکری، فضاهای بازی درون آموزشگاه‏ها و دانشگاه‏ها، این فضاها غالباً با فضاهای ورزشی همپوشانی دارند.
4- فضاهای فرهنگی نظیرسالن‏های کنسرت، تئاتر، سینما،کتابخانه‏ها، فرهنگسراها، موزه‏ها،‏ نمایشگاه‏ها وجشنواره‏ها که غالباً دارای جمعیتی متغیر و ناپایدارند و مطالعه برآنها کاری دشوار است
5- فضاهای تفریحی متفرقه نظیر پارک‏های تفریحی، مکان‏های گشت وگذار و دیدنی، آثار تاریخی.
در هرحال بر عهده دولت‏ها است که فضاها و امکاناتی برای گذران فراغت فراهم کنند وگرنه خود افراد از طرقی که همواره به نفع جامعه نیست راه ‏حل‏هایی می‏یابند. سیاست فرهنگی باید وسایل سودمندی برای فراغت ایجاد و مردم را به انتخاب آزادانه آنها راهنمایی کند.
منابع

فکوهی، ناصر، 1383، انسان شناسی شهری، نشر نی.
 
 
منبع:
روجک، کریس،1385، مکانیزم‏های تنظیم‏کنندة زمان و فضای فراغت، ترجمه محمد رضا جلایی‏پور