تاثير فرهنگ اسلامى بر پيدايش و دگرگونى شهرها

تاثير فرهنگ اسلامى بر پيدايش و دگرگونى شهرها

 

 

تاثير فرهنگ اسلامى بر پيدايش و دگرگونى شهرها
تاثير فرهنگ اسلامى بر پيدايش و دگرگونى شهرها


 

نويسنده: حميدرضا ميرمحمدى




 
اسلام تنها به شبه جزيره عربستان محدود نشد بلكه ابعاد مختلف زندگى سياسى، اقتصادى و اجتماعى جوامع مختلف خارج از شبه جزيره را نيز تحت تاثير قرار داد. ايده‏ئولوژى اسلامى در واقع زمينه‏ساز تمدنى شكوفا گرديد كه در شهرها و روستاها جنبه‏هاى مختلف زندگى مردمان بسيارى را دگرگون كرد. صرف‏نظر از تاثيرات شگرف فرهنگ اسلام بر ساختار، بافت، سيما و نقش شهرها، وجه نامگذارى شهرها و روستاها، خود شايان بحثى در خور تامل است. «چه بسيار مكانهايى كه بعد از ظهور و گسترش اسلام در معرض تحول قرار گرفته و نقشى نو يافته‏اند. وجود القاب ويژه در فرهنگ اسلام كه بر برخى از مكانها نهاده شده است همچون «زيارتگاه‏»، «امامزاده‏»، «شهيد»، «پير»، «قدمگاه‏» و... همه نشانگر تاثير انكارناپذير اسلام در نام و نشان مكانهاست.»
در مقاله‏اى ديگر اشاره‏هايى به مكانهاى ملقب به مشهد در ايران كرده‏ايم. (1) و اينك برآنيم تا تاثير اسلام، اين آيين مقدس را در بنا، نامگذارى و القاب و عناوين آباديها پى گيريم.
بطور كلى تاثير اسلام بر فرهنگ آباديها را مى‏توان به چند دسته تقسيم كرد و آنها را بررسى نمود:
الف: شهرهاى جديد اسلام در عين جهان شمولى آن، به طور عمده در شهر پديد آمد و در آن گسترش يافت. در سير تاريخى پيشرفت اسلام، در قلمروهاى اسلامى شهرهاى بزرگى پديد آمدند كه شهرهاى كانونى اسلام را از هر حيث شت‏سر نهادند و شمار شهرهاى كوچك و متوسط نيز افزونتر شد. (2) بطور كلى شهرهايى را كه در دوران اسلامى بنا گرديدند به دو دسته تقسيم مى‏شوند:
1 - شهرهايى كه علت اساسى پيدايش آنان وجود زيارتگاهها و قبور مقدس پيشوايان بزرگ اسلامى بوده است همانند مشهد، كربلا، و نجف اشرف. در اين گونه شهرها زيارتگاهها به عنوان قلب و هسته هويت‏شهر و گسترش آن به شمار مى‏آيد. در چنين شهرهايى زيارتگاههاى گوناگون در نقشه شهر مؤثر مى‏افتد و چشم‏انداز عمومى شهر را به خود اختصاص مى‏دهد. چنين بناهايى گاه در مركز واقعى شهر قرار مى‏گيرد و دامنه شهر همچون حلقه‏اى، به فاصله‏هايى تقريبا يكسان از مركز يعنى زيارتگاه قرار مى‏گيرند. (3)
اين‏گونه شهرها عمدتا از طرف شيعيان بنا مى‏گرديدند و به صورت ضد قدرت عمل مى‏كردند و خلفا و پادشاهان را با دشواريهاى سياسى روبرو مى‏ساختند. بارزترين نمونه اين‏گونه شهرها كربلاست. سرزمينى كه تا سال 61 ه . ق بيابان بود اما در پى شهادت حسين‏بن على‏عليه‏السلام بتدريج مورد توجه شيعيان قرار گرفت و پس از بناى مرقد شهدا مركز جمعيت گرديد و امروزه يكى از شهرهاى مهم جهان اسلام است. در اخبارالطوال در بيان شرح واقعه كربلا آمده است كه: حر و يارانش مقابل امام حسين‏عليه‏السلام ايستادند و آنان را از حركت‏بازداشتند و گفتند همين جا فرود آييد كه رود فرات به شما نزديك است. امام پرسيدند نام اين سرزمين چيست؟ گفتند كربلا، فرمود آرى سرزمين سختى و بلاست، پدرم هنگام جنگ صفين از اين منطقه گذشت و من همراهش بودم، ايستاد و از نام آن پرسيد و چون نامش را گفتند فرمود اين جا محل فرود آمدن ايشان است و محل ريخته شدن خونهاى ايشان و چون معنى اين سخن را پرسيدند فرمود گروهى از خاندان محمدصلى الله عليه وآله اين جا فرود مى‏آيند. آنگاه امام حسين‏عليه‏السلام دستور داد بارها را همان جا فرود آوردند. و آن روز چهارشنبه اول محرم سال 61 ه بود و آن حضرت روز دهم عاشورا به شهادت رسيدند. (4) توسعه و گسترش مرقد مطهر آن حضرت هسته اوليه بنيان اين شهر را فراهم ساخت.
2 - شهرهاى نوبنياد كه در دوره اسلامى بنا گرديدند كه علت اساسى بناى آنها وجود زيارتگاه و قبور مقدس پيشوايان بزرگ اسلامى نبوده است ولى در دوره اسلامى و به دست مسلمين بنا گرديده‏اند. نخستين شهرهايى كه پس از اسلام احداث شدند اردوگاههايى بودند كه براى استقرار سپاهيان مسلمان و مهاجران تاسيس شده بود، بعضى از اين قرارگاههاى كوچك بعدها به شهرهاى بزرگى مبدل شده و جاى شهرهاى بزرگ قديمى را گرفتند. قاهره يكى از اين شهرها است ابتدا شهرى به نام فسطاط در كنار نيل به صورت قرارگاهى بنا شد ( Fassation در زبان يونانى و لاتين به معنى محاصره شده به وسيله خندق است) فسطاط امروزه در 5/2 كيلومترى قاهره بر ساحل راست نيل قرار گرفته يكى از محلات بزرگ قاهره است. بانى آن عمروبن عاص فاتح مصر است. (5) دوم بصره در روزگار عمر بنا شد و در سال سوم كوفه كه سعدبن ابى‏وقاص در سال هفده يا پانزده آن را بنياد نهاد. (7) بنيانگذارى شهر كوفه به سال‏17 ه (638 م) بدون ترديد نتيجه مستقيم فتح عراق به دست اعراب بوده است و اين مهم در زمانى صورت گرفته كه آنها كار تسلط بر عراق را به پايان برده، بازمانده نيروهاى ساسانى را به فلات ايران عقب راندند، و جلولا و مداين را گرفته و موفق شده بودند سرتاسر «سواد» را متصرف شوند. در اين هنگام آنها لزوم برپايى يك «دارالهجرة‏» را در حاشيه سرزمينهاى فتح شده احساس كردند تا هم كانونى باشد براى مهاجران از راه رسيده و هم پايگاهى نظامى براى مقابله با دشمن. (8) از هفت‏شهر بزرگى كه در دوران اسلامى پديد آمد «رمله‏» چهارمين آن است: شهر رام‏الله كه در قرن دوم ه . ق در زمان خليفه امورى سليمان (99-97 ه . ق) بر سر راهى كه از بيت‏المقدس به دريا منتهى مى‏باشد بنا گرديد. به رغم اهميت دينى بيت‏المقدس براى مسلمانان، شهر جديد در اندك زمانى موقعيت ممتازى پيدا كرد و مقام شهر بزرگ فلسطين را به خود اختصاص داد. گويند نام قديم (رام‏الله - رمله) «آريمانا» بود. (9) پنجم «واسط‏» عراق است كه حجاج در سال هشتادوسه يا هشتادوچهار به قول احمدبن يحيى آن را بنا كرد و مسجد و قصر آن و قبه خضراء را در آن ساخت و چون قبلا نيستان بود آن را «واسط القصب‏» ناميدند. ششم مدينة السلام است كه بناى آن به ابوجعفر منصور منسوب بود (مدينه ابى‏جعفر) در سال 145 در طرف غربى بغداد آغاز نمود و سپس در سال‏146 بناى آن را به انجام رسانيد و آن را مدينة‏السلام ناميد. هفتم «سرمن راى‏» است كه معتصم بنا كرد. (10) تعدادى از اين شهرها در كنار شهرهاى قديم، قلاع، نقاط استراتژيك و در جهت اهداف اسلامى بنا گرديدند.
تشكيل حكومت وسيع اسلامى موجب ايجاد شهرهاى جديد نيز گرديد كه از آن جمله مى‏توان از بغداد مركز روحانى و سياسى خلفاى عباسى نام برد. جيهانى در اشكال‏العالم گويد: بغداد شهرى است نو در اسلام، در آنجا عمارت نبود منصور جعفر دوانقى آنجا را بنا نهاد و در جانب دجله به جهت‏حواشى و بندگان و خدم خويش، بعد از آن عمارت كرد و بناها نهادند. تا آن كه مهدى لشگرگاه خويش در جانب شرق دجله آورد و دارالخلافه به اين جانب نقل افتاد. (11) بناى شهرهاى فاس در مغرب (مراكش) را در اواخر قرن دوم و شهر گنجه در قفقاز در قرن سوم ه . ق را نيز به مسلمانان نسبت مى‏دهند.
ب: دسته آباديهايى هستند كه در بدو امر توسط مسلمين بنا نگرديدند ليكن در ادوار بعد چون محل و مدفن بزرگان دينى قرار گرفته مورد توجه و گسترش واقع شدند، گسترش يافتند و اغلب تغيير نام داده‏اند. بارزترين نمونه اين شهرها در ايران شهر آستانه اشرفيه در استان مازندران و شهر آستانه در استان مركزى مى‏باشد. توضيح آن كه آستانه اشرفيه در قديم «كوچان‏» نام داشته است. اين شهر اكنون مركز شهرستان است و در تلفظ محلى به آن «پيله‏آسونه‏» گفته مى‏شود. كاشانى در تاريخ الجايتو از «كوچيان‏» نام برده كه احتمالا صورت ديگر همين نام است. پس از به خاك سپردن آقا سيد حسن يا سيد ابراهيم معروف به سلطان جلال‏الدين اشرف‏عليه‏السلام فرزند امام موسى كاظم‏عليه‏السلام در آنجا بتدريج نام كوچيان فراموش گرديد و نام آستانه اشرفيه متداول شد. رابينو نيز از آستانه نام برده و شرحى درباره آن به دست داده است. به گفته او هر سال در فصل ابريشم از ايران به سوى اين زيارتگاه سرازير مى‏شده‏اند و بازار بزرگى كه در شهر ساخته شد منبع سود زيادى براى صاحبان آن بوده است. (12) نام قديم آستانه در استان مركزى نيز «كرج‏» بوده است. شاه اسماعيل صوفى در سال 908 ه . ق سلطان مراد بايندرى از مدعيان حكومت در منطقه را شكست داد و در پى اين پيروزى دستور داد در كرج، آستانه امامزاده سهب بن على را بخوبى تعمير كنند و براى آن گنبد و بارگاهى بزرگ بسازند از آن تاريخ شهر كرج را آستانه ناميده‏اند. نام اوليه آستانه «بويين كرج‏» بوده كه به آن بويين كره نيز مى‏گفتند اين شهر در دوران ستيز مامون و امين عباسى اعلام بى‏طرفى كرد و همين امر باعث ويرانى آن گرديد و بقاياى آن در زمان حمله مغول ويران شد. پس از پاشيده شدن بويين‏كره عده‏اى از اهالى آن كرج نزديك تهران را به وجود آوردند و عده‏اى ديگر بويين زهرا را ساختند و گروهى در ادريس‏آباد (شاه‏زند كنونى) ساكن شدند. (13)
ج - گروه ديگر از آباديها به سبب توجه و اعتقادات مذهبى مردم بر اثر حادثه‏اى مهم مورد عنايت و توجه مسلمين قرار گرفته‏اند. بارزترين نمونه اين گونه آباديها در دهه‏هاى اخير شهرك ابوالفضل واقع در استان يزد مى‏باشد. هسته اوليه شهرك ابوالفضل در سال‏1353 با شروع بناى مسجدى به نام مبارك حضرت ابوالفضل نهاده شده است. گرچه از نظر جغرافيايى مجاورت با راه استراتژيك مهم يزد - بندرعباس و يزد - كرمان از امتيازهاى مهم نهادى شهرك به شمار مى‏آيد ولى بواقع هسته پرتوان اوليه آبادى، يعنى مسجد، آن هم منتسب به حضرت ابوالفضل كه در ميان جماعت رانندگان وسايط نقليه و بويژه رانندگان خودروهاى سنگين شيفتگان زيادى دارد مهمترين عامل ايجاد اين شهرك مى‏باشد، چرا كه بررسيها نشان مى‏دهد كه در اين محل قبل از مسجد هيچ گونه اثرى از مظاهر جغرافيايى انسانى وجود نداشته است. چنين شهرت دارد كه راننده معتقدى كه از گزند حادثه هولناكى جان سالم به در برده به فكر بناى مسجدى به نام حضرت ابوالفضل مى‏افتد. جمعى از نيكوكاران متدين اين فكر را دنبال مى‏كنند و نهايتا در دل كوير ايران جايى كه به ظاهر از زيرساخت جغرافيايى مناسبى برخوردار نيست‏حول مسجد، فضاى جغرافيايى خاصى شكفته مى‏شود و در كوتاه مدت بسرعت رشد مى‏كند و به صورت شهركى پر جنب‏وجوش انظار را به خود جلب مى‏كند. (14) از نمونه‏هاى ديگر آباديهايى كه هسته‏هاى اوليه و اصلى آنها را بنيان مساجد تشكيل داده‏اند مسجد حضرت ولى عصر(عج) واقع در جمكران قم را مى‏توان نام برد كه موجبات توسعه اين ناحيه را فراهم نموده است.
از جمله آباديهاى ديگرى كه بر اثر توجه و اعتقادات مذهبى مردم بنياد نهاده شده و گسترش يافته‏اند شهر نجف‏آباد واقع در استان اصفهان است. در حدود سال 1022 ه . ق شاه عباس مقدارى پول و جواهرات جهت‏بارگاه حضرت على‏عليه‏السلام اختصاص مى‏دهد و تصميم مى‏گيرد آنها را به نجف اشرف ارسال دارد. شيخ بهايى از قضيه مطلع مى‏شود، او كه معتقد است‏خروج اين ذخاير برخلاف مصالح مملكتى است، به منظور جلوگيرى از اين امر تدبيرى مى‏انديشد لذا به شاه اظهار مى‏نمايد كه حضرت على‏عليه‏السلام را در خواب زيارت نموده و آن حضرت به او فرموده‏اند كه نجف را به جواهرات شما احتياجى نيست، جواهرات ارسالى را صرف ساختمان شهرى به نام نجف‏آباد بنماييد. شاه عباس مى‏پذيرد و امر به ساختمان اين شهر مى‏نمايد كه نجف‏آباد نام مى‏گيرد. (15) نمونه ديگر آباديهايى كه بر اثر توجه و اعتقادات مذهبى مورد توجه قرار گرفته است روستاى امامزاده قاسم (جاپلق لرستان) است. امامزاده قاسم بقعه‏اى است متبرك و مدفن دو بزرگوار به نام قاسم و زيد كه در قريه‏اى به همين نام در سى كيلومترى شمال شهر «ازنا» برپا شده است. اين روستا پيش از آن «كنده سفيد» ناميده مى‏شده در دشتى حاصلخيز واقع و در مسير ازنا به شاه‏زند قرار داشته و يكى از روستاهاى شهرستان اليگودرز است. بنا به روايتى از قول اهالى، سيد احمد المدنى ملقب به ميرنظام‏الدين به همراه همسر و فرزندانش به قصد زيارت حضرت على‏بن موسى الرضاعليه‏السلام به ايران مى‏آيند. هنگام اتراق كاروان در محل كنده سفيد شخصى در خواب بر وى ظاهر مى‏شود و خود را زيد فرزند امام حسن مجتبى‏عليه‏السلام معرفى مى‏كند و مى‏گويد من در اين جا مدفون هستم و يكى از فرزندان امام به نام قاسم بن زيد نيز جنب قبر من مدفون است. او پس از نشان دادن قبور از او مى‏خواهد كه قبر جد خود را احيا كند. سيد بزرگوار فرداى همان شب ماجراى خواب را با كسان خود باز مى‏گويد و با توجه به موقعيت زيستى مساعد مكان، همگان تصميم به سكونت در محل مى‏گيرند. مير نظام‏الدين متعاقب اين تصميم قريه را مى‏خرد و محل دفن اجساد را مى‏شكافد و اجساد را كه به نقل از اهالى سالم بوده‏اند در مكان مناسبى دفن مى‏كند (محل فعلى بقعه متبركه) و ... امروزه اين مكان جغرافيايى به نام روستاى امامزاده قاسم شهرت دارد. (16)
د - گروه ديگر از آباديها، شهرها و يا روستاهايى هستند كه صرف‏نظر از زمان پيدايش و علل وجودى آنها، در دوران اسلامى تغيير نام داده و يا القابى ويژه يافته‏اند همانند شهر «يثرب‏» كه به مدينه تغيير نام داد. در سيره پيامبر اسلام‏صلى الله عليه وآله آمده است كه حضرتش نامهاى زشت‏شهرها را برنمى‏تافت و آن را تغيير مى‏داد (ان رسول الله‏صلى الله عليه وآله كان يغير الاسماء القبيحة فى... البلدان) مثلا آن حضرت پس از هجرت به يثرب نام شهر مزبور را به مدينه تغيير داد. (17) نام اوليه شهر يثرب نيز «طيبه‏» بود. ريزش بارانهاى متوالى آب و هواى اين شهر را گوارا ساخته بود و مردم بومى نيز بدين‏سبب نام طيبه (پاكيزه) را براى اين سرزمين انتخاب كرده بودند اما اعراب غيربومى كه به آب و هواى خشك و بيابانى عادت داشتند و از بارانهاى متوالى اين سرزمين آزرده مى‏شدند نام «يثرب‏» (آزاردهنده) را بر آن نهادند. گويا پيامبرصلى الله عليه وآله پس از هجرت به اين سرزمين به سبب هواى نسبتا مرطوب آن بيمار شدند و آزار ديدند و [اما] نام يثرب را براى اين شهر زيبنده نديدند پس نام مزبور را به مدينه (شهر) تغيير دادند. (18) از عثمان‏بن عبدالرحمن روايت‏شده است كه گفت‏خداوند مدينه را «الدار و الايمان‏» ناميده است. (19) و از ابراهيم بن ابى يحيى نيز روايت‏شده كه براى مدينه در تورات يازده اسم آمده به نامهاى: المدينه، طيبه، طابة، المسكينه، جابرة، المجبورة، المرحومة، العذرا، المحبة، المحبوبة و العاصمة. و از زيدبن اسلم روايت است كه گفت رسول خداصلى الله عليه وآله فرمودند براى مدينه ده نام مى‏باشد. (20) در قرآن كريم بر شهر مكه مكرمه القابى همچون «ام القرى‏» و «البلد امنا» داده شده است. در سوره مباركه شورى آيه ششم عنوان ام‏القراء به شهر مكه داده شده «و كذلك اوحينا اليك قرءانا عربيا لتنذر ام‏القرى و...» (و بدين‏سان وحى فرستاديم بسوى تو قرآنى عربى را تا بترسانى مادر شهرها را و...) و در سوره مباركه ابراهيم آيه 34 مى‏فرمايد: «و اذ قال ابراهيم رب اجعل هذا البلد امنا و...».
لازم به ذكر است كه دادن القاب و عناوين در ايران نيز معمول بوده است. در دهه‏هاى گذشته دست كم نام‏66 شهر در ايران تغيير يافته و برخى القابى نو يافته‏اند. شوراى عالى انقلاب فرهنگى طرحى به تصويب رسانده كه شهرهاى جمهورى اسلامى ايران به لحاظ ظاهرى و باطنى بايد هر يك نمايانگر تاريخ و جغرافياى تمدن اسلامى باشند و در اجراى اين طرح از كليه مسؤولان نامگذارى خواسته شده كه حتى‏المقدور از نام شخصيتهاى بزرگ فرهنگى در تاريخ تمدن اسلامى در ايران و ديگر كشورها استفاده كنند. تغيير نام برخى از شهرها بعد از انقلاب نيز بر همين اساس صورت گرفته است از جمله تغيير اسامى شهرهاى رضاييه به اروميه، شاه آباد غرب به اسلام آباد غرب، شاهرود به امام‏شهر، شاهى به قائم‏شهر، همايونشهر به خمينى‏شهر، شهسوار به تنكابن، بندرشاه به بندر تركمن، آرياشهر (يزد) به آزادشهر و... (21) وجود برخى القاب و عناوين كه بر برخى شهرها نهاده شده نيز حكايت از تاثير فرهنگ اسلامى بر فرهنگ آباديهاى كشورمان دارد عناوينى همچون دارالعباده (يزد)، دارالايمان و دارالمؤمنين (قم)، دارالعرفان (اردستان) و يا القاب بعد از پيروزى انقلاب همچون شهر خون و قيام و يا شهر علم و اجتهاد (قم)، و يا خونين‏شهر (خرمشهر) و يا شهر حماسه و ايثار (دزفول) و...
خارج از اين چند گروه آباديها كه ذكر آنان گذشت در دوران اسلامى شهرهاى زيادى تحول و توسعه يافته‏اند، شهرهاى نيشابور، غزنين، شيراز، اصفهان، بلخ، رى، همدان، بخارا و يزد از جمله شهرهاى آباد و پررونق دوران بعد از اسلام بوده‏اند.

پي نوشت هاو مآخذ :
 

1- ميرمحمدى، حميدرضا. «پژوهشى بر مكانهاى ملقب به مشهد در ايران‏». فصلنامه مشكوة، شماره 48، پاييز 1374، ص‏64.
2- مؤمنى، مصطفى، «سرچشمه‏هاى جهان‏بينى و آيين شهرسازى ايرانى - اسلامى‏»، فصلنامه تحقيقات جغرافيايى، شماره‏33، تابستان‏1373، ص‏28.
3- سعيدى رضوانى، عباس، بينش اسلامى و پديده‏هاى جغرافيايى، بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى، 1368، ص‏122.
4- دينورى، ابوحنيفه احمد بن داود، اخبار الطوال، ترجمه محمود مهدوى دامغانى، نشر نى، 1371، ص‏299 و نيز جهت وجه تسميه كربلا رجوع شود به معجم البلدان ياقوت حموى، ج‏4، ص‏445.
5- قاموس، ج‏5.
6- جيهانى، ابوالقاسم، اشكال العالم ترجمه على بن عبدالسلام كاتب، شركت‏بهنشر (آستان قدس رضوى)، 1368، ص‏96.
7- حموى، ياقوت، معجم‏البلدان، ج‏4، داربيروت، 1408 ه - 1988 م، ص‏491. ياقوت گويد: گروهى گويند كوفه بعد از بصره شهرسازى شده يعنى دو سال بعد از سال‏19 و گروهى گفته‏اند در سال 18 بوده است.
8- هشام، جعيط، كوفه; پيدايش شهر اسلامى، ترجمه ابوالحسن سروقد مقدم، بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى، 1372، ص‏9.
9- و. بارتولد، فرهنگ و تمدن مسلمانان، ترجمه على‏اكبر ديانت، تبريز، ابن‏سينا،1337، ص‏40.
10- رك: پاورقى صص 28-27 محمد ابراهيم آيتى به نقل از التنبيه و الاشراف مسعودى، ص‏312 و 311 در ابى‏يعقوب، احمد، البلدان، ترجمه محمدابراهيم آيتى، بنگاه ترجمه و نشر كتاب،1347.
11- اشكال العالم، ص‏98.
12- موسوى بجنوردى، كاظم (زير نظر) دايرة‏المعارف بزرگ اسلامى، ج‏1، 1368، ص‏351.
13- محتاط، محمدرضا، سيماى شهر اراك، ج‏1، تهران، آگاه 1368، ص‏26، به نقل از تاريخ اراك از مرحوم استاد ابراهيم دهگان.
14- «پديده‏هاى جغرافيايى و بينش اسلامى‏»، نمونه شهرك ابوالفضل، فصلنامه تحقيقات جغرافيايى شماره مسلسل 20، بهار 1370، ص‏11، و نيز گزيده مقالات جغرافيايى، تاليف شادروان سعيدى، ص‏175.
15- نوبان، مهرالزمان، «وجه تسميه شهرها و روستاهاى ايران‏»، 1365، ص‏129، به نقل از راهنماى شهرستانهاى ايران، ص‏435.
16- غضنفرى، حسين، «امامزاده قاسم چاپلق لرستان‏»، ميراث فرهنگى، شماره‏869، بهار و تابستان 1372، ص‏38 «مجموعا56 آبادى به نام امامزاده در ايران وجود دارد». همچنين است نامگذارى شهرهاى تربت‏جام مدفن احمد جام عارف ملقب به زنده‏پيل و نيز تربت‏حيدريه مدفن پير روشندل قطب‏الدين حيدر در استان خراسان.
17- مؤلف آرامگاههاى خاندان پاك پيامبرصلى الله عليه وآله به نقل از معجم‏البلدان ياقوت حموى ج‏8، ص‏498 گويد: مدينه، يثرب ناميده شد چون نخستين كسى كه در آن سكونت كرد «يثرب بن قانية بن مهلائيل بن آدم بن عبيل بن عوض بن آدم بن سام بن نوح‏» بوده است. هنگامى كه پيامبر خداصلى الله عليه وآله وارد مدينه شد آن را طيبه ناميد و به سبب ورود پيامبرصلى الله عليه وآله در آن مدينة‏الرسول ناميده شد. رك: آرامگاههاى خاندان پاك پيامبرصلى الله عليه وآله اصحابه و تابعين، بنياد پژوهشهاى اسلامى، ص‏263.
18- اسفنديارى، محمد، «عنوان كتاب و آيين انتخاب آن‏»، آينه پژوهش، سال اول، شماره‏4، آذر و دى‏1369، ص‏11.
19- اشاره به سوره مباركه حشر، آيه‏9.
20- ابن رسته، اعلاق النفيسه، ترجمه حسين قره‏چانلو، تهران، اميركبير، 1365، ص‏88.
21- ساير شهرهايى كه تغيير نام يافته‏اند عبارتند از: آرياشهر (پولادشهر)، شاهپور (سلماس)، بندر شاهپور (بندر امام خمينى)، شاهين‏دژ (صايين دژ)، بندر پهلوى (بندر انزلى)، دشت ميشان (دشت آزادگان)، كهك قم (نوفل‏لوشاتو)، شاه‏پسند (آزادشهر)، خسروشاه (خسروشهر)، بندر فرحناز (كياشهر)، سعادت‏آباد (سعادت شهر)، پهلوى‏دژ (ننور كردستان)، پهلوى‏دژ (آق قلعه - مازندران) و...
 

منبع:فصلنامه مشکات شماره 52 پاييز 1375